همیشه فکر می کنم مادر شدن با پدر شدن - فارغ از تمام فرق های ریز و درشتش ـ یه فرق خیلی اساسی و مهم داره ... اینکه یه مادر از روزی که یه دونه ی کوچولو مهمون خونه ی دلش می شه دیگه هیچ لحظه ای رو تنها نیست ... در واقع یه جورایی مادرشدن ختم تمام نقطه چین های زندگی یه زنه که قبلا با خیلی چیزها می تونسته پر بشه ... کسی از یک مادر در کنار وجود پدر انتظار نداره برای امر معاش خانواده ، فرزندش رو ترک کنه ، هیچ وقت دوری یه مادر از فرزندش برای یک ماموریت کاری امری قابل قبول و پسندیده نیست ، خیلی موجه به نظر نمی رسه که یه مادر برای سر زدن به نزدیکترین کسانش در شهر دیگه فرزند خودش رو چند روزی تنها بذاره ... حتی وقتی خدای نکرده در بستر بیماری و گوشه ی بیمارستان می افته دیگران در وحله ی اول دلشون برای نی نی می سوزه که از مادرش دور مونده ... و غیر از مورد آخر ، اگر بنا به اضطرار هر کدوم از موارد بالا برای یه مادر پیش بیاد ، جدای حرف و سخن های زیادی که مادریت !!! یک مادر رو زیر سوال می بره ،اون حس گنده ی مادری که از روز اول نشسته تو وجود یه زن مانع از این می شه که حتی یه سر سوزن از تنهایی خودش با بهانه و بی بهانه لذت ببره ... خب این بخش لاینفک مادر بودن ما زنهاست و کاریش هم نمی شه کرد ... اما فارغ از تمام این حرفها همه ی ما آدمها موجه یا غیر موجه ، ممدوح یا پسندیده ، گاهی به شدت نیاز به تنهایی داریم ... تنهایی بستریه که خیلی از احساسات آدم توش شکل می گیره ، رشد می کنه ، و نبودش حتی اگر در لحظه درک نشه بلاخره یه جایی خودشو نشون می ده ... این چیزیه که نه تنها من بهش معتقدم و به درک متقابلش نیاز دارم بلکه خوشبختانه بابایی هم بهش اعتقاد داره و شاید هم با شناختی که از من داره می دونه که نیاز به اندکی تنهایی ، یه قسمتي از زندگیمه و گاهی ـ هر چند نه چندان زود به زود ـ ولی واقعا بهش احتیاج دارم ... به همین دلیل سالی یکبار هم که شده دست دخترکش رو می گیره و با هم به یه سفر چند روزه ی دو نفره می رن و مامانی رو با تمام تنهاییش و یه کوچولو فراغت تنها می ذارن تا با خودش خلوت کنه ... همه ی اینها مقدمه ی این بود که بگم نورا برای چند روز به دومین سفر دونفره اش بدون مامانی رفت ... و این رو اینجا براش ثبت کردم تا در آینده بدونه در سه سال اول زندگیش مامانی فقط دو بار دو تا فراغت کوچولوی چند روزه داشته ( که البته خیلی هم با یه بغل کار خونه و نظافت و کارهای یکسال نکرده نمی شده بهش گفت فراغت ) و تمام لحظات دیگه رو تمام مدت در کشیک شیفت نورا داریه کامل گذرونده ... ![]()



